فهمیدن!
یک لحظه ی تلخی هست توی زندگی هر آدم وبلاگنویسی که می فهمد نوشتن سخت ترین کار دنیاست...
یک لحظه ی تلخی هست توی زندگی هر آدم وبلاگنویسی که می فهمد نوشتن سخت ترین کار دنیاست...
یک آقایی در میان انبوه دانشمندان نظریه پرداز آنور آبی هست که بدجوری بند کرده به اینکه زندگی آدمهای هزاره سوم بیشتر از اینکه به جمادات صاحب روح شبیه باشد،به سیالات صاحب روان شبیه است.این آقای زیگمونت باومن،پایه اصلی استدلالش را روی عادت و دلبستگی ما به روابط مجازی گذاشته و حاضر است ثابت کند که ما ،دچار چیزی به اسم "عشق سیال" شده ایم !
او از تمایل ما برای ایجاد رابطه و در عین حال ،ترس از درگیر شدن در روابط طولانی مدت،همراه با حسابگر شدن در عشق می گوید و نتیجه می گیرد که این سلیقه جدید،خود به خود ما را به روابط سیال عاطفی می کشاند ،روابطی که هر چند کم خطر و کم هزینه به نظر می رسند و به قول یک جوان آمریکایی ،"همیشه میشود کلید Delete را برایشان فشار داد" اما به نوعی تعویض کمیت با کیفیت به حساب می آیند.
وبلاگ و فیسبوکی که در عرض چند هفته به اندازه چند دهه ،به تو دوست های ندیده و نشناخته add میکنند و مصداق بارز جایگزینی کمیت ،به جای کیفیت دوستی های قسم خورده و نزدیک قدیمی اند و البته ، همیشه خطر Delete تهدیدشان میکند !
این آقای باومن می گوید ما حتی اگر به روی خودمان هم نیاوریم ،در ناخودآگاههمان به عشق ،خانواده و همه ی چیزهای معنوی و با ارزش زندگی مان که روزگاری تقدس ویژه ای داشته اند و متعهدانه تا آخر عمر پایشان می ایستاده ایم هم، به همین چشم نگاه میکنیم .
شما تکذیب می کنید ؟!
محسن امین –همشهری جوان
و نترس از
تمام فاصله های
ممکن
.
.
.
ثابت کن
که آرامش امکان دارد...
این آهنگِ کوفتی که داریوش خونده به اسم "سراب رد پای تو" عجب کار به درد بخوریه! كجاي قصه خوابيدي كه من توو گريه بيدارم...برید گوش کنید، زار میزنه گاهی آدم باهاش.
کسی باید باشد تا به آدم یاد بدهد از دست دادن خیلی بیشتر از نداشتن غمگین میکند آدم را ...