نمی خواهم همراهم بیایی

بيش از اين راضي به آزارت نيستم
 اینکه من را نمی دانی

 حق توست
و اینکه من را نمی فهمی
حقم است
می فهمم
من آدم خودخواهي هستم
و انتهای این راه که می روم
به اعتراف خودم از
روی قله های بلندی
پرت خواهم شد
ولی راستش
نگرانم
درست نمی فهمم
تو
کجا می روی تنهایی؟!

 

ffffffffff

 

پ. ن :

فکر می کنم لحظه ای که آدم می فهمه کارهایی رو که قبلا جراتش رو نداشته حالا حتی اگه جراتش رو هم داشته باشه نمی تونه انجام بده، لحظه خیلی غمگین و سختيه ...