دل آدم گاهی تنگ می شه برای چیزایی که بوده و چیزایی که فکر می کرده می شه و حالا فهمیده که هرگز نخواهد شد. آدم حتی وقتی که کاملا تسلیم شده هم به خاطرات و آرزوهای کوچیکش فکر می کنه...
می دونید من همیشه آدمای شجاع رو ستودم. اگرچه خودم آدم شجاعی نیستم ولی شجاعت آدما رو دوست دارم. منتهی یک چیزی که فکر می کنم مهمه اینه که وقتی قوانین دنیا قیافه واقعیش رو به آدم نشون داد و آدم متوجه شد که هرگز نمی تونه توی خیلی از چیزا خوشبخت باشه و به اون چیزی که میخواد برسه ، باید شجاعانه ضعف ویا بدبختیش رو بپذیره نه اینکه همه چیز رو بیخود با توهمات خودش آلوده کنه. رک و راست بگیید که دهنمون واسه فلان کار سرویس شد و هیچ فرقی نکرد چون اوضاع همینه و جهان تغییر پذیر نیست ،نه اینکه هی با چشمهای پر از اشک برای دوربین لبخند بزنید...
*****
پ.ن :
عزیز دلم
تو
سالها پیش از اینکه من
آمده باشم
رفته بودی...
تقصیر قطار نیست اگر امشب