یعنی آدم نمیشه بره هر جايي كه دوس داره گم و گور شه و يا سرش رو راحت بذاره بمیره ، بدون اینکه بترسه از اینکه بقیه دلشون تنگ بشه و يا واسش گريه كننن! آدما همه ي کارهاشون از ترسه و من فکر میکنم بدترین ترسها ترس از اینه که این ترسیدنا بیهوده باشن. مثلا آدم به این هدف مفت زندگی کنه که از ترس دلتنگي و گریه کردن دیگران موظفه زنده بمونه. بعدا یه روز بفهمه که آدما عين خيالشون هم نیست که اون بمونه ، بمیره یا زنده بمونه...
- - - - - - - - - - - - - - - - -
پ.ن :
غصه دار نیستم
عادتم شده
از مرگ حرف بزنم
وقتی که حرفی
برای گفتن ندارم...
-
¤آدم گاهی چه خیالهایی که نمیکند¤
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان ۱۳۸۷ ساعت 13:23 توسط ماندا
|
تقصیر قطار نیست اگر امشب