اكثر اوقات به اين فكر مي كنم كه اين کلمه ي "ما "کلمه ترسناکیه. هیچ نمی فهمم مردم چطور خودشون رو با هم جمع می زنن. هیچ وقت با هیچ کس هیچ جا احساس ما بودن نکردم و وقتی هم که کسی از این کلمه در مورد خودش و من استفاده می کنه خيلي بدم مياد و تمام تنم به لرزه می افته. حتی وقتی که اون آدم خواهرم باشه یا بهترين دوستم ! حتی دوس ندارم در موردش حرف بزنم کاش آدم مجبور نمیشد واسه هر حسی اینقده توضیح بده و آخرش فکر کنن با یه خودخواه طرفن !
پ.ن :
توی رویاهایم قدم گذاشته ای
و جانم برای جیک جیک
گنجشکهای تنت
گربه است
تو را از حیاط همسایه ها
می دزدم
واستخوانهایت را هم حتی
به گربه های دیگر نخواهم داد!
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 16:39 توسط ماندا
|
تقصیر قطار نیست اگر امشب