روی کوه ایستاده باشی
شمشیر خورده باشی
دستت را بلند کنی
و خدایت را
بخوانی
و او نیاید
و هی نیاید
نیاید
نیاید
و باران بگیرد
روی خاکی که از خون تو
داغدار شده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن :
گاهي فكر ميكنم دردناكترين زخم زخمي است كه خوني از آن نمي ريزد و علاجي بر آن نيست...
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۷ ساعت 16:7 توسط ماندا
|
تقصیر قطار نیست اگر امشب