براي احسان كه به خوابهاي ناديده شباهت داشت ... 

خنده داره خیلی ماهها گذشته همون موقع هم که بودي و نبودي من واست گریه نکردم. حالا بعد اینهمه روز یک دفعه گریه ام می گیره. برای چیزهای مختلفی که تو داشتی و من نداشتم و توی خون من نبود و همه اش رو با خودت بردي و رفت.. شکایتی ندارم ولی ... كاشكي اون بار كه زنگ زدي واسه خداحافظي بيشتر رعايت منو كرده بودي...

چقدر دلم اگرچه هیچ وقت نشد، نتونستم ، ولی دلم چقدر گاهی برا حرف زدن تنگ میشه با تو...

دوستت داشتم باور کن دوستت داشتم...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن :

خدا کنه بازم تو رو ببينم
( آرزو که عيب نيست هست ؟)

خدا کنه خندون باشي
خندونتو من دوست دارم زياد

عصباني باشي  
عصباني تو من دوست دارم زياد

سردت باشه
سردتو من دوست دارم زياد

تنها مونده باشي
تنهاتو من دوست دارم زياد

خوابت بياد

خواب آلودتو من دوس دارم زياد

بدون فکرهای مزاحم
بدون چشماي مضطرب
بدون بهونه و دعوا
بدون هيچي ...

سفرت بخیر اما
تو و دوستی
تو رو خدا
منو صدا می زنه دلت هنوز؟