و به قول سارا

بعضي وقت ها لازم است يك نفر باشد، بغلت كند، مهربان باشد، قوي باشد، وقت داشته باشد، حوصله داشته باشد، نوازشت كند، بعد توي بغلش كه باشي فكر كني كه مهم نيست، كه اشكالي ندارد، كه هركسي اشتباه مي كند،كه هركسي خسته مي‌شود، كه هركسي ممكن است يك جاهايي خراب كند، كه قرار نيست هميشه همه جا بهترين بود. بعد بشود انقدر همانجا توي بغل گرم و مطمئنش ماند كه اين ديوارها كه از هر طرف فشار مي‌آورند، كه اين سقف كه دارد روي سرت خراب مي‌شود همه شان بروند كنار. دوباره بشود خودت باشي، دوباره بشود نفس بكشي كه اشكالي ندارد كه هركسي يك جاهايي خراب مي‌كند كه هر كسي اشتباه مي كند.

00000000000000000000

پ.ن :

و البته مطمئن باش فراموشت مي كنم

فقط

اسمت را توی تاریخ دلم می نویسم
و روزهاي من
زندگی را با ياد تو آغاز می کنند
و شبهايم به یاد تو درد می کشند
و حوض خانه ي دلم وقتی
کسی اسمت را ببرد
موج برخواهد داشت

...

وفكر ميكنم

و مطمئن باش
غیر از این مطالبي که گفتم
فراموش می شوی!