In The Station Of Metro
لازم نيست دنياديده باشد
همين که تو را خوب ببيند
دنيايي را ديده است.
از ميليونها سنگ همرنگ
که در بستر رودخانه بر هم ميغلتند
فقط سنگي که نگاه ما بر آن ميافتد
زيبا ميشود.
تلفن را بردار
شمارهاش را بگير
و ماموريت کشف خود را
در شلوغترين ايستگاه شهر به او واگذار کن.
از هزاران زني که فردا پياده ميشوند از قطار
يکي زيبا
و مابقي مسافرند...
" عباس صفاری"
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن :
آیا قصه های عاشقانه غیر از این که اتفاق می افتند حرفی هم برای گفتن دارند؟
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 11:46 توسط ماندا
|
تقصیر قطار نیست اگر امشب